على محمدى خراسانى
37
شرح منطق مظفر (فارسى)
است اگرچه با قطعنظر از جزاء بودن ، خود به تنهايى يك جملهء خبريه است كه گفته مىشود « لا تحصون نعمة اللّه » يعنى شما نمىتوانيد نعمتهاى خدا را احصاء كرده و به شماره درآورده ، بگوييد همهء نعمتها را استقصاء كرده به اين نتيجه رسيديم كه خداوند صد هزار نعمت دارد ، ولى به اين عنوان مدنظر نيست اقسام تصديق تا به حال با سه تقسيم از تقسيمات علم آشنا شديم كه عبارتاند از : 1 . علم يا حصولى است و يا حضورى . 2 . علم يا خيالى است ، يا حسّى ، يا وهمى و يا عقلى . 3 . علم يا تصوّر است و يا تصديق . البته تقسيم چهارمى هم داريم كه بعدا مطرح خواهد شد كه علم يا ضرورى است يا نظرى . اكنون در رابطه با قسم دوّم از تقسيم سوّم ، يعنى : علم تصديقى بحث مىكنيم : تصديق خود دو شعبه دارد : 1 . يقين . 2 . ظنّ . تصديق به معناى اعمّ عبارت است از : مطلق الاعتقاد الراجح ، به عبارت ديگر : مطلق ترجيح يكى از دو طرف قضيه و خبر بر طرف ديگر ( چون هر قضيهاى داراى دو طرف است : 1 . طرف ثبوت و وقوع نسبت مثلا ثبوت قيام براى زيد 2 . طرف سلب و لا وقوع كه سلب قيام از زيد باشد ) . مطلق ترجيح دو صورت دارد : گاهى ترجيح يك طرف قضيّه همراه با منع از نقيض است ، و به عبارت مصنف همراه با نفى احتمال جانب مقابل مىباشد ، يعنى جانب موافق و مضمون خبر نزد ما راجح بوده و جانب مخالف نه تنها محتمل نيست ، بلكه صددرصد ممنوع است . فرقى نيست كه جانب ثبوت راجح باشد و جانب سلب ممنوع و ممتنع ، يا بالعكس يعنى جانب سلب راجح و قطعى و جانب اثبات ممنوع و غير محتمل ، چون متناقضين هستند كه هركدام قطعى شد ديگرى ممتنع خواهد بود و گرنه جمع بين نقيضين و يا احتمال اجتماع نقيضين هم معقول نيست . نام اين قسم از اعتقاد راجح ( كه عالىترين نوع علم تصديقى است . ) يقين است و در مباحث علوم عقليه ، فلسفه ، كلام و رياضيات از مقدمات يقينيه استفاده مىشود .